حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
222
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
وقتى نزد هلاكو رسيد ، هلاكو به دليل عدم موفقيت در اجراى دستور و مأموريت محول شده به او ، خشمگين شد . وقتى فرمانده اين حالت را ديد ، چنين عذر آورد : من كوتاهى نكردم و تمام آنچه در توانم بود انجام دادم . من تمامى ولايات ميان رى تا مرزهاى روم و شام را بهجز بغداد تسليم خود كردم . هلاكو گفت : بايستى برگردى و اين ولايت را نيز تا ساحل درياى مديترانه از دستان فرنگيان و كفار درآورى و تسليم خود كنى . اين بود دستورى كه هلاكو براى فرماندهش ، بايجونويان ، صادر كرد : بايستى تا سواحل درياى مديترانه حركت كند و بر كليهء ولاياتى كه در سر راهش وجود دارد ، چيره شود تا اينكه بر سواحل دريايى شام استقرار يابد . اين دستور در حالى صادر شد كه وقتى لوئى مقدس خبر پيشرفت و حملهء مغولها به گوشش رسيد ، شادمان و آرام روزگار را مىگذراند و در حمله به سرزمين مسلمانان و تصرف آن ، تعلل مىكرد و مىديد كه آن لحظهء موعود كه پرچمهاى مسلمانان موحد به دست بتپرستان مشرك به زير كشيده شود ، نزديك شده است و عنقريب پس از تاجگذارى ، بهعنوان مهتر و فرمانرواى سرزمينهاى گسترده ميان سواحل درياى مديترانه تا منتها اليه قلهء كوههاى خشكى ، نه تنها قديس ، بلكه قدّيس القديسين خواهد شد . هلاكو به فرماندهش مىگويد كه وى بايستى اين سرزمينها را از دست فرنگيان و كفار ، آزاد سازد . طبيعى است مراد از فرنگيان همان صليبيان است كه فلسطين و نقاط ديگر سرزمينهاى مربوط به شام را اشغال كرده و بر سواحل دريايى آن مسلط شدهاند . اما مراد از كفار چه كسانى هستند ؟ قبل از اينكه به اين سؤال پاسخ دهيم بايستى به اين مطلب اعتراف كنيم كه هلاكو فرد بسيار عجيبى است . آيا عجيبتر از اين وجود دارد كه يك بت